جــویـبـار
 
پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩ :: ۳:٤٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : زهیر

 

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ (الانبیاء107)

تورا جز رحمت و نعمت براى جهانیان نفرستاده‏ایم.

 ابن عباس گوید: پیامبر رحمت است براى خوب و بد و مؤمن و کافر. پس براى مؤمن در دنیا و آخرت رحمت است و براى کافر در همین دنیا که از بلاها و هلاکت‏ها معاف شده است.

در روایت است که: چون این آیه نازل شد، پیامبر به جبرئیل فرمود: آیا از این رحمت به تو نیز رسیده است؟ گفت: آرى، من از عاقبت کار مى‏ترسیدم؛ به تو ایمان آوردم و خدا مرا ستود و فرمود: «ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ» (تکویر 20) صاحب نیرو است و پیش صاحب عرش مقامى دارد . پس پیامبرفرمود: «أنَا رَحمَةٌ مُهَدّاة» من رحمتى هستم که از جانب خدا هدیه شده‏ام.

برخى گویند: وجه اینکه براى کافر نعمت است، این است که او را به ایمان و ثواب دائم هدایت کرده است. اگر چه او هدایت نپذیرد. مثل اینکه براى گرسنه غذا ببرند و او نخورد.

ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏173

علامه مجلسی نقل میکند  در یکی از جنگهای زمان پیامبر ،موقعیتی پیش آمد که یکی از پهلوانان مشرکین بر پیامبر مسلط شد و میخواست پیامبر را بکشد . در این حال با تمسخر پرسید : حالا چه کسی تو را از دست من نجات میدهد و پیامبر فرمود: خدا . در این هنگام با امدادِ غیبیِ خداوند ، آن کافر پایش لغزید و به زمین خورد و پیامبر بر او مسلط شد . اینبار پیامبر از او پرسید اکنون چه کسی تورا از دست من نجات میدهد . کافر که درمانده شده بود مسلمان شد و تعهد کرد قوم خود را از جنگ بازدارد. پیامبر او را واگذاشت .

یا رسول الله تو آن کریمی که بر دشمنان خود - که از ترس جانشان مسلمان میشدند - رحم میکنی .مباد که امت خود را - که با جان ودل ایمان آورده اند - از رحمتت محروم نمایی

زادروز پیامبر رحمت و کرامت ، حضرت محمد بن عبدالله بر مسلمانان مبارک

 



موضوع مطلب :

شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ :: ۱:٥٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : زهیر

 

عَظَّمَ اللهُ لَکَ الاَجر یا مولای یا صاحب الزمان

غم غربت . غم بی یاوری . غم شهادت پدر .

مهدی عزیز ، تو ذخیرۀ خدایی برای تکمیل خلافةالله . پس باز هم صبر میکنی و از این چشمۀ صبر، جان دوستدارانت را سیراب .

خدا پاداش نیکوی تو را بر این صبر ، عظیم گرداند

 



موضوع مطلب :

یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ :: ۳:٠۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : زهیر

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً وَ نَحشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَعْمَی

و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏کنیم

بعد از قرائت این آیه به سرعت سؤالی در ذهن پدید می آید که پس اینهمه انسانهای ضد خدا که از دنیا نصیب بسیار زیادی دارند زندگی برایشان تنگ و سخت است؟ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این پرسش پاسخ داده اند . حاصل حرف ایشان اینست: از آنجا که انسان ذاتاً به بینهایت میل دارد کسی که هدفش خدا نیست و از دنیا نصیب دارد هر روز بالاتر از آنچه دارد میخواهد و مدام در حسرت نداشته هایش بسر میبرد و یا نگران نگهداری داشته هایش است . اما آنکه خداجوست و هدف حرکتش خداست میداند که نزد خدا زندگی ابدی دارد و اگر با خدا باشد نعمت و عزتی دارد که با ذلت آمیخته نیست  (ترجمه المیزان جلد 14 صفحه314)

 

پی نوشت : اگر دیدیم زندگی برایمان تنگ است و روحیه مان مدام در سختی و عذاب است باید از خود بپرسیم رابطه مان با خدا چگونه است . نقش وحضور خدا در زندگی روزانه مان چقدر است . و صد البته اگر راه زندگی ما به سوی خدا باشد و بدانیم تنها قدرت مؤثر در عالم ،قدرت خداست دیگر تنگنایی نخواهیم داشت .

حال تصور کنید جامعه ای را که از ذکر خدا غافل است و جامعه ای که هدف حرکتش خداست

 

 

 



موضوع مطلب :

دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩ :: ٦:٢٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : زهیر

 

 

مولانا صاحب الزمان المهدی قائلاً لجدّه المظلوم

ابی عبدالله الحسین:

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِی الدُّهُورُ وَ عَاقَنِی عَنْ نَصْرِکَ الْمَقْدُورُ وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حَارَبَکَ مُحَارِباً وَ لِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَدَاوَةَ مُنَاصِباً فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَیْکَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاکَ وَ تَلَهُّفاً حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاکْتِیَاب‏

یا حسین ، تو خوددیدگان ما را بر مصیبتت گریان کن و داغ بر دلمان بگذار باشدکه بر راه عزیزت مهدی راهرو شویم و همناله با او بر تو مویه کنیم و بدل از اشک خون بگرییم .

چه حسرتی سوزاننده تر از این که نبودم تا تو را یاری کنم و سزاست که در این حسرت وغصه بمیرم

 

یااباعبدالله اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :

دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩ :: ۳:٠٧ ‎ق.ظ :: نويسنده : زهیر

 

 

 

بنام پروردگار بخشنده ومهربان

فَاللهُ خَیرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرحَمُ الرَّاحِمینَ

ر ح م - رَحِمَ : رحم یعنی مهربانی زیاد که در این مهربانی خیر و صلاح طرف مقابل در نظر گرفته شده باشد

این کلمه دو مطلب را میرساند 1- کسی که رحم دارد،مهربان است   2- کسی که رحم دارد ،صلاح طرف مقابلش را در نظر دارد

در قرآن آمده که خداوند مهربانترین مهربانان است . از هر مهربانی مهربانتر است . خدا ،پروردگاریست که با مهربانی بسیار زیاد ،تمام خیر و صلاح بنده را به او میدهد . و چه کسی از خدا آگاه تر به خیر و صلاح بندگان است؟

 

1 - در آموزه های اسلامی ،ابتدای آشنایی با خداوند ،صحبت از رحمت و لطف و نعمتهای خداست . گفتار و رفتار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام گواه این مدعاست . اولین دعوت عمومی پیامبر با این عبارت بوده است : بگویید خدایی جز الله  نیست تا رستگار شوید . شناخت خدا = مورد لطف بودن و رستگار شدن . جز در موارد خاص و با افرادی خاص ، صحبتهای اولیۀ پیامبر و ائمه در مورد خدا از راه استدلالهای عقلی نبوده است بلکه با نمایان کردن مهربانیهای خدا ،دلهای مردم را بوسیله محبت خدا تسخیر میکردند .

خدا در قرآن به پیامبر میفرماید : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک  :  ‏پس به [برکتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند.

 

2 - در فطرت انسان ، دل،شاه است و عقل ،وزیر . عقل ،تنها مشاوره میدهد و راهنمایی میکند و این دل است که انسان را راه میبرد. انسان جایی میرود که دلش بگوید . اگر دل با خدا باشد ،به سوی خدا میرود و اگر دل با خدا نباشد هرچند استدلالهای عقل اورا به سمت خدا بخواند ،باز حرکتش به سمت خدا نخواهدبود . مگر اینکه عقل ، دل را مجاب کند تا از گفتۀ او پیروی کند .

 

3 - یک مطلبی که مقداری درباره اش فکر کرده ام و با بعضی دوستانم در موردش گفتگوهایی داشته ام این است که چرا در آموزشهای دینی ما در مدارس ،اصرار دارند که از راه برهان علیّت و برهان نظم و....... وجود خدا را برای نوجوان دورۀ راهنمایی اثبات کنند . مگر نوجوان 11 . 12 ساله شکی در موجود بودن خدا دارد که کتاب دینی بخواهد شکش را برطرف کند؟ او به خدا ایمان دارد و میداند که او هست . اما شاید خوب نشناسدش . چه خوب است خدای موجود برای نوجوان را آنگونه که هست برایش معرفی کنیم . نه اینکه در صدد اثبات وجود خدای موجود برآییم . مهربانی خدا را به او نشان دهیم تا خدا در دلش جای گیرد که اگر اینگونه شد سؤالات و شبهات ،دلش را نمی لرزاند . دل که با خدا شود راه خدا را میرود و صد البته چه بهتر که عقل نیز او را در راهش کمک و راهنمایی کند .

خدا کند خداشناسی و خدا شناسانی ما منفعلانه و با موضع گیری در برابر منکران خدا نباشد بلکه با آموختن راه و رسم خداشناسی ازگفتار و رفتار پیامبر و امامان و تقویت هرچه بیشتر داشته هامان باشد.

 (( یادم به کلاس اول راهنمایی افتاد که وقتی برهان نظم را خواندیم چقدر سختم بود این فرمول را حفظ کنم و مدام در دلم میگفتم آخه چرا انقد زور میزنیم بگیم خدا هست . خوب هست دیگه ))

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ
زهیر

هستم با ساره همسرم و موسی پسرک مان . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اظهار نظر بازدیدکنندگان محترم بر دیده منت است و مورد توقع . زیرا وبلاگ را محملی دیدم برای ابراز نظرات خود و دانستن نظر خردمندان دیگر در مورد تفکرم . مرا از نظراتتان محروم نکنید.

صفحات وبلاگ

RSS Feed