جــویـبـار
 
دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩ :: ۳:٠٧ ‎ق.ظ :: نويسنده : زهیر

 

 

 

بنام پروردگار بخشنده ومهربان

فَاللهُ خَیرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرحَمُ الرَّاحِمینَ

ر ح م - رَحِمَ : رحم یعنی مهربانی زیاد که در این مهربانی خیر و صلاح طرف مقابل در نظر گرفته شده باشد

این کلمه دو مطلب را میرساند 1- کسی که رحم دارد،مهربان است   2- کسی که رحم دارد ،صلاح طرف مقابلش را در نظر دارد

در قرآن آمده که خداوند مهربانترین مهربانان است . از هر مهربانی مهربانتر است . خدا ،پروردگاریست که با مهربانی بسیار زیاد ،تمام خیر و صلاح بنده را به او میدهد . و چه کسی از خدا آگاه تر به خیر و صلاح بندگان است؟

 

1 - در آموزه های اسلامی ،ابتدای آشنایی با خداوند ،صحبت از رحمت و لطف و نعمتهای خداست . گفتار و رفتار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام گواه این مدعاست . اولین دعوت عمومی پیامبر با این عبارت بوده است : بگویید خدایی جز الله  نیست تا رستگار شوید . شناخت خدا = مورد لطف بودن و رستگار شدن . جز در موارد خاص و با افرادی خاص ، صحبتهای اولیۀ پیامبر و ائمه در مورد خدا از راه استدلالهای عقلی نبوده است بلکه با نمایان کردن مهربانیهای خدا ،دلهای مردم را بوسیله محبت خدا تسخیر میکردند .

خدا در قرآن به پیامبر میفرماید : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک  :  ‏پس به [برکتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند.

 

2 - در فطرت انسان ، دل،شاه است و عقل ،وزیر . عقل ،تنها مشاوره میدهد و راهنمایی میکند و این دل است که انسان را راه میبرد. انسان جایی میرود که دلش بگوید . اگر دل با خدا باشد ،به سوی خدا میرود و اگر دل با خدا نباشد هرچند استدلالهای عقل اورا به سمت خدا بخواند ،باز حرکتش به سمت خدا نخواهدبود . مگر اینکه عقل ، دل را مجاب کند تا از گفتۀ او پیروی کند .

 

3 - یک مطلبی که مقداری درباره اش فکر کرده ام و با بعضی دوستانم در موردش گفتگوهایی داشته ام این است که چرا در آموزشهای دینی ما در مدارس ،اصرار دارند که از راه برهان علیّت و برهان نظم و....... وجود خدا را برای نوجوان دورۀ راهنمایی اثبات کنند . مگر نوجوان 11 . 12 ساله شکی در موجود بودن خدا دارد که کتاب دینی بخواهد شکش را برطرف کند؟ او به خدا ایمان دارد و میداند که او هست . اما شاید خوب نشناسدش . چه خوب است خدای موجود برای نوجوان را آنگونه که هست برایش معرفی کنیم . نه اینکه در صدد اثبات وجود خدای موجود برآییم . مهربانی خدا را به او نشان دهیم تا خدا در دلش جای گیرد که اگر اینگونه شد سؤالات و شبهات ،دلش را نمی لرزاند . دل که با خدا شود راه خدا را میرود و صد البته چه بهتر که عقل نیز او را در راهش کمک و راهنمایی کند .

خدا کند خداشناسی و خدا شناسانی ما منفعلانه و با موضع گیری در برابر منکران خدا نباشد بلکه با آموختن راه و رسم خداشناسی ازگفتار و رفتار پیامبر و امامان و تقویت هرچه بیشتر داشته هامان باشد.

 (( یادم به کلاس اول راهنمایی افتاد که وقتی برهان نظم را خواندیم چقدر سختم بود این فرمول را حفظ کنم و مدام در دلم میگفتم آخه چرا انقد زور میزنیم بگیم خدا هست . خوب هست دیگه ))

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ
زهیر

هستم با ساره همسرم و موسی پسرک مان . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اظهار نظر بازدیدکنندگان محترم بر دیده منت است و مورد توقع . زیرا وبلاگ را محملی دیدم برای ابراز نظرات خود و دانستن نظر خردمندان دیگر در مورد تفکرم . مرا از نظراتتان محروم نکنید.

صفحات وبلاگ

RSS Feed